face to face
one step closer........
حامد :الو ایمان:الو حامد:الو . . ایمان:حامدو خودتی (= عزیزم خوبی ) حامد:ها (=خیلی خوبم ممنون . شما خوبی خانواده خوبن ..............) ایمان :کاری نداری حامد:نه ایمان :زنگون بزن (=این خیلی پیچیدست .۱) من خیلی ساده میگم یعنی به من زنگ بزن .۲) به یادتم به یادم باش . ۳)خیلی نوکریم ۴)من منتظر تماستم و ......... البته فرق میکنه که به دختر بگی یا به پسر ) حامد :کجایی ایمان :در خونتون حامد :برو برو من خوابم می یاد ( منظورش این بود {برو دنبال کارت شو } ) ایمان :حامد جلوی در همسایه زشت درو باز کن . من که میدونم کسی خونتون نیست درو باز کن . به مامانت می گم یه دوست داری اسمش .............. حامد :الان در باز ميكنم ايمان : باريكلاه . به به حامد جووون مجردي حال ميده .يه قليون رو ميزه اشپز خونه گذاشته بود . بيا ماچت كنم . بيا بيا ........... كجا ميري . كاريت ندارم . اي بابا چه دنيايي شده پسر خاله رو نميشه ماچ كرد . حامد : ایمان نمیدونی دیشب(1) ...................................... (سانسور ) ایمان :e راست ميگي حامد: .ششششششششششش ايمان :عجب خوب بدش حامد:.شششششششششش مسواك كردنت تموم شد . حامد :اره (1)ايمان نميدوني ديشب مسواك نكردم .................................................. . ......... برای فکر چه ابعاد ساده ای دارد دلم گرفته .......... برو بچ گل وب من دارم می رم . حلالم کنید . من دارم میرم تهران . دختر تههرون من تورو وخام (می خواهم) . چقه خش هوای تهرون ........................ البه قرار بود من الان سوار اتوبوس باشم به دلایلی قسمت نشد . به جاش فردا شب می رم . دختر تههرون ............................................ اگر سوغاتی می خواید بگید (بفرمایید ) براتون بیارم . همیشه شاد باشید . دخمل تهرو.............................. در دو چشمش گناه می خندید فروغ فرخزاد پیپشو برداشت با دستایی که می لرزید با توتون پرش کرد . یه کبریت روشن کرد گذاشت رو توتونا یه کام گرفت . احساس تلخی توتون تو دهنش احساس کرد . این بار این کار براش تفریحی نبود بلکه بهش ارامش میداد . ................................. . حرفی نمی زد اما کلی حرف داشت .......... همه انتظار دارن بخنده شاد باشه . به قول یکی از بچه ها بعضی وقتا یه جمله ساده تاثیر گزار تره : خندیدن همیشه دلیل شادی نیست یا کسی که می خنده همیشه شاد نیست ...یه کام دیگه ............این بار احساس تلخی نمیکنه . تنها یه گوشه پارک نشسته . تنها به یه چیز فکر میکنه . .................................. . کاش ......... سلام سلام . ساعت ۴ بود رفته بودم مغازه داشتم با برق کار سر کله میزدم . که خواهرم زنگ زد الو ایمان:الو الو :الو ایمان:هلو :زهر مار ایمان:سلام :کجایی ایمان:چی :میگم کجایی ایمان:مغازم :۴ میای خونه ایمان:نچ :مرگ (ت تق ) گوشی رو گذاشت بی تربیت .شما ها این کارو نکنینا دوستتون می فهمه بی فرهنگین ... یه صدای اشنا اما قطع شد .(چی می تونست باشه اونوقت روز )گوشیم بود برداشتم یکی بهم تک زنگ زده بود . یکی از شیطونای دانشگاه بود منم تک زنگ زدم . شیطونیم گل کرد زنگ یه اشنا زدم ............. ........... ....... .... .. .خوب قرار شد برم (نگین خر شدا نه من اصلا از این جور ادما نیستم من فقط نمی تونم حرف دوستان زمین بندازم ) بچه ها تو ایستگاه خط قرار گزاشته بودن کاش همونجا افطار میکردیم (بماند) بله یه عده سوار خط شدن منو یه سری دیگه سوار بر ماشین با چه وعضی رفتیم تالار .......................... ادرس ........نگو نگو داشتم میمردم .............. رسیدیم . :اینجا مردونه زنونه نداره ::نه بیا داخل میگن همه اینجان :اوه لالا چه خبر بود . یه میز پر بود از بچه های ریاضی (فکر کنم) که بدش کلی مسخرم کردن (الهی پیر شید کسی نگاتون نکنه) هیچ پسری نیومده بود کلی خجالت کشیدم . (بدش اومدا ) (((((جای شما خالی کاش شما تو دانشگاه ما بودین .راستی بابت اینکه دیر اپ کردم کلی معذرت .اپ پایینیو با موبایل کردم بنابراین یه کوچمولو زشت شد .(خدا منو ببخش))))) ماشین سواری ............... توت فرنگی ................رژیم ...........میز بغلی .............چای دوست دارید .........تلفن مامان...........دنده عقب ..........خونه .........این خلاصه بود .اگر خواستید بگید بقیشو تعریف کنم ......................................................................................................................... کاش یه جور دیگه بود ..........................کاش این جور نمی شد ............کاش اصلا نبود ..................کاش کاش کاش ........................کاش میشد خودت بشکنی هرچی هست بگی بدون ترس.................. بعضی وقتا نباید بعضی حرفا رو زد ...........یه جاهایی نباید یه کارایی کرد .............کجا باید جبرانش کرد (منو نگاه نکن من نمیدونم).............بعضی وقتا نباید حرف زد . یه جاهایی یه لبخند بسه . یه جاهایی باید با چشمات حرف بزنی(شوخی نمیکنم ). چرا نمیخندیم وقتی با خندیدن زیباتر می شیم .(غرور نمی زاره).............چرا چرا چرا..........................یه لحظه وایسا پشتتو نگاه کن .الان اینجایی که وایسادی به چندتا از ارزوهات رسیدی (من به هیچ کدومش نرسیدم)............کاش همچی به مسخره نمی گرفتیم(با تویی هستم که داری می خندی)....................................................اخرش که چی ..............................................................................................................................ای داد چقدر دل این بنده خوب خدا پر بود . الله help him .اهدنا اصراط المستقيم =يعني او را به راه راست هدايت كن .بار الهي .............................. اين بنده خوابش نميبره (واسه همين داره چرت وپرت ميگه).يه حوري موري بفرست لالايي بگه شايد خوابش برد.(اگر ميفرستي 3 تا بفرست هوس ورق كردم بشينيم ورق بازي ). در چشم اندازت پرنده ای است سلام سلام امروز اول مهر .صبحی سوار بر ماشین شیک وقدرتمندم (پراید که دو طرفش خورده)داشتم تو خیابون (خیابونو)به طرف دانشگاه میرفتم داشتم gipsy kingگوش ميكردم (عجب صدايي داره شانس اوهورده كه گيتار بلده بزنه )........خيلي خيلي برام عجيب بود اين همه گل باهم داشتن ميرفتن 20 متر بعد باز 3 تا گل ديگه و....................مي خواستم برم 2 .3 كيلو گل بخرم (من كيلويي ميخرم).حيف كه يه خار گل بغلم نشسته بود (خواهر محترمه )نميدونم چه هيزم تري به خدا فروختيم كه در اين جور مواقه يه اقا بالا سر برام ميزاره .همين جور رانندگي ميكردم و تو كف بودم .............و داشتم زير لب ميخوندم گل گل . گل از همه رنگ ................ . خواهر:ايمان ديگه باهات نميام بيرون .به ماماه ميگم چه جوري رانندگي ميكني .من كه ديدم اوضاع خرابه واين ديونه ميره خونه همچي ميزاره كف دست مامان . هواسمو جمع كردم وبي خيال گل و اينا شدم . فرمونو با 2تا دستام گرفتم وهي گاز ميدادم و ول ميكردم در تنيجه ماشين سرش بالا پايين ميرفت خواهرم داشت از عصبانيت جيغ ميزد . و من مثل ايناييكه تازه تصديق گرفتن داشتم با برفاكونو چرغا ور ميرفتم و يواش يواش رانندگي ميكردم . همه بوق ميزدن منم هي دستمو بالا مييوردمو ميگفتم نوكرم به مولا .بهد مثل كسي كه يه چيزي رو كشف كرده با خوشحالي گفتم يافتم .پدال. پامو گذاشتم رو گاز(ميگ ميگ)تو اينه بقيه رو ديدم كه دارن گاز ميدن ......غان غان........ منو بگير ...............دانشگاه ..............دالي من الان وسط كريدور وايسادم يه عالمه گوگوري مگوري ايتجان (من به هيشتاشون محل نميزارم شماره هم نمي گيرم )به قول يكي از دخترا همشون خارن (يعني زشتن ) البته خوشكلم بينشون پيدا ميشد .رفتم سايت بسته بود يه دور ديگه تو دانشگاه زدم . دانشگاه خيلي شلوغ بود چون روز ثبت نام بود .داشتم دنبال قيافه اشنا ميگشتم .(چقدر اين دخترا شبيه اقا رضا همكلاسيم بودن .اما نه يه دختر كه نميتونه رضا باشه در نتيجه فرض حكم باطل ميشه قضيه هم باطل ميشه ميره پي كارش)ديدم همكلاسي پيدا نميشه در نتيجه رفتم تو اموزش تا يه دعوايي راه بندازيم بگيم اخه چرا اين چه دانشگاهيه كه ديدم جلوي مسئول رشتمون وايسادم گفتم رياضي برگزار ميشه يا نه مسئول رشتمو (خانوم) يه لبخند زد و بعد گفت ببخشيد امروز برگزار نميشه منم از سر تقصيراتش گذشتم .اخه جوونه. گناه داره .............سيدي .............خودكارمشكي......................بسيج ..........دوست جديئ .............سه راه شنه .............................خونه ............مغازه....................گيم................افطار ...........اپ ....![]()
دریچه های شعور مرا به هم بزنید
روان کنیدم دنبال بادبادک آن روز
مرا به خلوت ابعاد زندگی ببرید
حضور هیچ ملایم را
به من نشان بدهید
دلم عجیب گرفته است
خیال خواب ندارم
دلم عجیب گرفته است
تمام راه به یک چیز فکر می کردم
بوسه
بر رخش نور ماه می خندید
در گذرگاه آن لبان خموش
شعله یی بی پناه می خندید
شرمنک و پر از نیازی گنگ
با نگاهی که رنگ مستی داشت
در دو چشمش نگاه کردم و گفت
باید از عشق حاصلی برداشت
سایه یی روی سایه یی خم شد
در نهانگاه رازپرور شب
نفسی روی گونه یی لغزید
بوسه یی شعله زد میان دو لب
در من پرنده ای است
در گلویش آوازی
و در آوازش آرزوهایی است
برای تو
در دستت سنگی ست
در سنگ دشنامی و
در دشنام دشنه ای و
در من
پرنده ای
که جان می کند
| Design By : Night Skin |


