face to face
one step closer........
از خوانندگان عزیزمون معذرت خواهی میکنم . به علت امتحانات سرم شلوغ . اومدم یه چیز خدمتتون بگم . شب یلدا اجیل زیاد نخورید . هندونه به اندازه بخورید و در نتیجه شب یلدا و طولانی ترین شب سال مبارک . امیدوارم این شب بهتون خوش بگذره. می خوام از اینجا به جند نفر تبریک بکم : علی . رضا . منصور . علی اکبر . مهدی . حمید .حامد(پسر خالم).مهران.بهنام . بهروز (داداش گلم).مهرداد . ممد(محمد).سعید .محسن.حسین(دوست خولم). و.مر... ومو...وبه...ولا....ومی...وشی....وفا...ونا...وسم.... واسمان وسعیده وبه خودم مزبوطه و مریم و سوها و دگمه افتاده واسماعیلی ۲و........ شاد باشید . موفق به خاطر امتحانات فقط اخر هفته اپ میکنم . منتظرتونم و منتظرم باشید. سلام سلام چند وقتی هست خیلی سرم شلوغ شده و نمی تونم اپ کنم . از کسایی که میان و نظر میدن تشکر می کنم . همیشه شاد باشید . می خواهم عشق بماند و * قهر و حال سرانجام شوم و سیاه شیخ ایمان الدوله آن گرافیست والا مقام (پر رو نشو آن کامپیوتر دان بزرگ شیخ ایمان الدوله گویند او از شیاطین دانشگاه بودندی و در تقلید استاد بودندی چرا که بخواست وبلاگی همانند وبلاگ من بنا کند ولی نتوانست و همچنان سرش را محمک به دیوار دانشگاه کوباند تا عبرتی باشد برای دیگران در ابتدا او به همراه خواهر دوقلو خویش به تماشای کارتون پت و مت نشستندی ولی در یک لحظه شوری در او پدید آمد و او رو به صحرا نهاد و این شد که عزمی راسخ او را فرا گرفت و ریاضت و مجاهدت در پیش بگرفت .(من ریش جا گزاشته بودم حالا اینا گیر دادن دیگه دیگه) از شیخ بپرسیدند ای شیخ تو را چه شد او از شدت خشم پیراهن خود را بدرید و فرمود آنقدر در این صحرا باقی خواهم ماند چرا که دلم بر بیل کیتز به رحم آمد و راه را برای او باز نگه داشتم(این یعنی چه) گویند تنها دلیل در دسترس نبودن او رهسپاری به صحرا میباشد . گویند او عاشق پینگ پنگ بودندی(راست گفته ) علت این را از شیخ بپرسیدن شیخ در جواب گفت چرا که توپ پینگ پنگ هم همانند من آرام و قرار ندارد و پیوسته در جنب و جوش میباشد و بالا پایین پریدندی و مدام از این سو به اون سو رفتندی . نقل است که شیخ را کرم (بر وزن جرم) بسیار است و آثار این اکرام (جمع مکسر کرم ) در جای جای دانشگاه مشخص و نمایان است از این سو به او لقب کرمک الدوله به وی اعطا شده است .(نمی دونم واسه چی اینو گفته) روزی خودم الدوله ار شیخ بپرسید: تو کدام ایمانی ؟ ترکم چای ؟ گلستان ؟ عدم تعهد ؟ منع گسترش سلاح های اتمی ؟ (من هیچی نمیگم ) شیخ خشمگین شد و پیراهن و شلوار خود بدرید و نعره زنان بگفت ای شیخ همه را بگفتی و یکی را نگفتندی من ایمان ناتو بودمی و اندر احوالات ناتو بودن شیخ در تواریخ انقال بسیار است. گویند شیخ سوالی گرافیکی از بازدید کنندگان وبلاگ خود بپرسیده که این طرح چند لایه دارد ۷ لایه یا ۸ لایه من همین سوال را از شبخ بپرسیدم و شیخ با اندکی صبر به من فرمودندی که این لایه های زیادی داشتندی اتمسفر و تراتسفر و مزوسفر و استراتسفرو . . . دیگر هیچ نگفت و خاموش گردید . (این جالب بود من کلی خندیدم) گویند شیخ در اواخر عمر خود به طاسی خود افزودندی به همین دلیل او را چراغی بود برای هدایت و راهنمایی بازدید کنندگان از وبلاگ خود از این رو بر تعداد بازدید کنندگانش افزودندی . (الله اعلم اما من هیچ کدوم از بابا بزرگام کچل نیستن) از سخنان شیخ این باشد که : من پول ندارم ولی همی اعتماد به نفس داشتندی از القاب شیخ : شیخ ایمان خانوم الدوله <<<<<<<< شیخ ایمان الدوله شیخ کرمک الدوله مصیبت ۲۰ کیلویی<<<<<<< و القاب بسیار دیگر که در این نقل نمی گنجد برای مشاهده وبلاگ شیخ بر روی لینک کلیک کنید تذکره دانشگاه پیام نور مجلد سوم دو ماشين با هم تصادف بدي مي کنند، بطوريکه هردو ماشين بشدت آسيب ميبينند .ولي راننده ها بطرز معجزه آسايي جان سالم بدر مي برند...
اين بايد نشانه اي از طرف خداوند باشد که ما اينچنين با هم ملاقات کنيم و شايد بتوانيم زندگي مشترکي را با صلح و صفا آغاز کنيم
سپس زن ادامه داد و گفت : ببينيد يک معجزه ديگر. ماشين من کاملا" داغان شده ولي اين شيشه مشروب سالم مانده است .مطمئنا" خدا خواسته که اين شيشه مشروب سالم بماند تا ما اين تصادف و آشنايي خوش يمن را جشن بگيريم. مرد سرش را به علامت تصديق تکان داد و در بطري را باز کرد و نصف شيشه مشروب را نوشيد.
در صدد درست کردن وبلاگی هستم(.در مورد اخبار دانشگاه)به نویسندگانی نیازمندیم. به من میل بزنید. به نویسندگانی مجرب ترجیحا با سابقه وبلاگ نویسی نیازمندیم . با شرایط عالی .بیمه و حقوق مناسب با ما تماس بگیرید . همین ... نیک پنداشتیم اینگونه اپ کنیم . چندی پیش در دانشگاه چرخی میزدیم که نا گهان پسری هووو نثارمان کرد ما بسی بسیار با خود فکر کرده و پس از مشورات با ایمان درونمان لاستیکی که در درون دهانمان بود با سرعت بسیاری به سمت وی شلیک کردیم . پسرک کمی جا خورد . ما نیز به راه خود ادامه دادیم. نظیر این پسرک ابله در مکتب خانه ی ما زیاد پیدا می شود . پس ما انان را آدم حساب نمی کنیم به کار خود میرسیم. فرصت دهید تا قدری از بانوان ابن مکتب خانه برایایتان صحبت کنم . بانوان زیبای این مکتب خانه در زمینه های مختلف در حال کسب علم هستند و یکی از یکی زیباتر . بعضی از بانوان گل بازی می کنند بعضی دیگر طرح می زنند .بعضی بی کارند بعضی می خوانند .بعضی سر کار میزارند بعضی متلک می اندازند بعضی نگاه میکنند . و اندکی به درس خواندن مشغولند . دوشیجزه های کام کمتر در فضای زیبا و دلربای دانشگاه دیده می شوند و وقتی می ایند فضای دانشگاه دگرگون میشود .بانوان حسابداری نیز اینگونه اند و اما معماری بانوان ای مکتب پیوسته در حال کسب علمند و کارهای بسی دشوار بر دوششان است نظیر خط خطی کردن کاغذ و بریدن کاغذ و صحبت کردن با دوستانشان .بانوان ریاضی و فیزیک نیستند یعنی معلوم نیست کجا هستند و تشخیص دادنشان سخت است . بانوان جهان گردی نیز این چنینند . تاریخ نیز وقتی ما را می بینند نیششان باز می شود .نمی دانم چرا؟؟؟ دیگر عرضی نیست .............شاد باشید و خوشحال . این اثر هنری که می بینید . سالها روش کار شده . اگر کسی فتو شا پ بلده . بگه این چند لایه است ؟؟؟جایزه داره . این کارت مغازمه بعضی چیزاشو حذف کردم (. خودم طراحیش کردم.) از یک تا ۱۰۰ نمره بدید ؟؟؟؟
انعکاس ما . قهر
اشک بماند و
لبخندی که هدیه ی لبهای توست * نام دیگر مرگ است
می خواهم تو باشی و قهر می کشد ما را
من باشم و * بی طناب و تیر و مجازات رسمی و قانون
زندگی
و سیارگان سرشاری * یکی دو واژه تلخ و تمام
از انعکاس ما
.....................
)![]()
![]()
صفحه سيّم
فقط هرکس که با من موافقه به خودم مربوطه رو دوست داره دوستش بالافقط دستش
وقتي که هر دو از ماشين هايشان که حالا تبديل به آهن قراضه شده بيرون مي آيند ، خانم راننده ميگويد: چه جالب شما مرد هستيد،ببينيد چه بروز ماشين هايمان آمده ! همه چيز داغان شده ولي ما کاملا" سالم هستيم .
مرد با هيجان پاسخ داد:بله ، کاملا" با شما موافقم اين بايد نشانه اي از طرف خدا باشد !
بعد زن بطري را به مرد داد .
بعد بطري را به زن بر گرداند .زن بلافاصله بطري را به مرد برگرداند!!!
مرد گفت: مگر شما نمي نوشيد؟
زن در جواب گفت: نه . فکر مي کنم بايد منتظر پليس باشم...!!!

| Design By : Night Skin |


