face to face
one step closer........
سلام اميدوارم هميشه شاد باشيد . دارم ميرم به تهران دارم ميرم به تهران امروز به مقصد تهران يزد (وطن) را ترك گفته به سوي
تهرات مي شتابم .در اين ثانيه ها دارم آةنگ اندي رو گوش ميكنم ......كه ميخوند به هواي يار مي رم واي كه چه بي قرار مي رم . به خدا عاشقمو به عشق اون ديار ميرم . واسه ي بوي كوچمون تنگ دلم. (تنگ دلم) واسه محلمون تنگ دلم (تنگ دلم). ۲۵ روز ولنتاین . . . روز عشق روز دوست داشتن ......روز. . . . . . . . .. نمی خوای ازش جدا بشی . از صحبت کردن باهاش لذت میبری . . . وقتی تنهایی به حرفاش فکر میکنی . می خوای جلوی اون زیبا جلوه کنی . . . دوست داری نگاهت کنه . . . . فکر کن شاید عاشق شده باشی . ولنتاین روز ابراز عشق . . . .. بی تو تموم لحظه هام اسیر غصه و غمه یه روز میام به دیدنت هر چی ببینمت کمه نمی رسه به گوش تو صدای فریاد دلم یه روز میفهمی دردمو که زیر خاکمو گلم اشک چشاتو میبینم دل تو هم پر از غمه غریبی هم بد چیزیه اما دلامون با همه رو تو بکن سمت خدا بیا خدا خدا بکن بیا یه بار هم که شده زیر پاتو نگاه بکن یواش یواش تموم میشه سانیه های بی کسی اگه تحمل بکنی یه روز به دریا میرسی كاش هرگزدرمحبت شك نبود ؛ میخواستم بدون مطلب باشه اما گفتم این کار جالبیه . این از نظرات برداشتم . امشب دلم گرفته . . . .چرا ؟؟؟نمی دونم .خسته ام ؟؟؟اینو می دونم ..چون صبح تا حالا کار کردم ... امشب قرار بود کل کل کنم با جری........اما دلم گرفته .حال ندارم .(مگه تو هم دل داری تام .).....atozmatozهم جواب تک نمیده ...... خاله جغله ....جواب تک نمیداد. نازن...... on نیست ........امروز دانشگاه بودم نگاه های مشکوک ...خنده های .....رضا .وحید.فرزاد .علی اکبر.علی.....چت کردن با مجتبی ....دمت گرم دادا .قربونت (متاسفم)..... یه کبریت...دود غلیظشو تو سینه هام احساس کردم .اروم اروم یه دود سفید ...جلوی چشمام می رفت بالا .طعم تلخش رو توی دهنم احساس کردم .طعم تلخ زندگی رو احساس کردم ......یه کام دیگه گرفتم تلخ تر . . . . . جولمو نگاه کردم یه جفت چشم زل زده تو چشمام . . . . . حالا پیپ داغ شده بود .یه سردی تو بدنم احساس کردم . لرزیدم ....یه کام دیگه .تلخ تر .سردتر ...احساس پوچی .اسمشو تو ذهنم تکرار می کردم . نه نه نه . . . کاش می شد . ......(برای چی روت نمیشه ) تاریخچه روز والنتاین تاریخچه روز والنتاین- و الهه قدیس این روز خاص – در پرده ای از ابهام فرو رفته است . تنها همین قدر می دانیم که ماه فوریه از گذشته های دور ، ماه مهرورزی و تحقق عشق بوده است . همچنین می دانیم که روز سنت والنتاین بقایایی مشترک از آیین رایج در میان مسیحیان و رومیان باستان است . به راستی سنت والنتاین چه کسی بود و چه اتفاقاتی برایش افتاده که روز خاصی را در تاریخ به خود اختصاص داده است ؟ امروزه کلیسای کاتولیک از سه قدیس یاد می کند که همگی والنتاین نام دارند و هر سه نفر آنها شهید عشق و محبت هستند . یکی از افسانه ها حاکی از آن است که والنتاین که در قرن سوم میلادی و در روم باستان زندگی می کرده است ، هنگامی که امپراتور کلادیوس دوم به این نتیجه رسید که سربازان مجرد در مقایسه با سربازان متاهل با کفایت تر و قدرتمندتر هستند ، ازدواج مردان جوان را غیر قانونی اعلام می کند تا بدین ترتیب بر تعداد سر بازانش افزوده شود . والنتاین که این حکم را بسیار ناعادلانه می داند ، از فرمان کلادیوس سرپیچی می کند و مردان و زنان جوان را در خفا به عقد یکدیگر درمی آورد . هنگامی که کلادیوس از این عمل والنتاین آگاه می شود ، وی را محکوم به مرگ می کند . عده ای دیگر می گویند که علت کشته شدن والنتاین تلاش وی برای فراری دادن آن عده ای از مسیحیانی بود که در زندانهای روم اسیر بودند و به شدت مورد آزار و اذیت و شکنجه قرار می گرفتند. بر اساس افسانه ای دیگر ، والنتاین خودش اولین " هدیه والنتاین " را برای معشوقش می فرستد . می گویند هنگامی که والنتاین در بند بوده ، دلداده دختر جوانی می شود که بنا به روایتی دختر زندانبان آن زندان بوده است . پیش از مرگش ، نامه ای برای آن دختر نوشته و در پایان چنین امضا می کند : " والنتاین تو " و این عبارتی است که امروزه نیز در پایان برخی نامه ها به چشم می خورد . همان طور که گفته شد اگر چه حقیقت وجودی والنتاین در پرده ای از ابهام فرو رفته است ، در تمامی افسانه ها شاهد هستیم که والنتاین پیکره و در حقیقت نمادی از همدلی ، دلسوزی و از همه مهمتر عشق است . بر اساس گزارشات آماری ، ارسال بیش از یک میلیارد کارت والنتاین باعث شده است که این روز به عنوان دومین روز (بعد از کریسمس ) در تمام سال باشد که طی آن بیشترین تعداد کارت تبریک رد و بدل می شود . علاوه بر ایالات متحده ، در کشورهای کانادا ، مکزیک ، انگلستان ، فرانسه و استرالیا نیز روز والنتاین را جشن می گیرند . » تهی و خا لی شدم از هرچه در چشمانت بیداد می کرد به یاد دارم روزگاری را که در کوچه پس کوچه های دلت قدم بر می داشتم ز مانی احساس می کردم در خلوت سرایت مانند یک رویا ماندگارم و امروز..... سالها می گذرد که نگاه دریای ات را گم کرده ام و من... .مانند ماهی کوچکی د ور از آب چه معصومانه جان دادم.... دوباره باز خواهم گشت... نمی دانم چه هنگام٬از کدامین راه... ولی یکبار دیگر باز خواهم گشت... و چشمان تو را با نور خواهم شست... به دیوار حریم عشق یکبار دگر٬من تکیه خواهم کرد... رسوم عشق ورزی را دوباره زنده خواهم کرد... به نام عشق و زیبایی٬دوباره خطبه خواهم خواند . سلام دوستان مرسی از اینکه سر میزنید ونظر می دید اگرچه بعضیا به زور میان اما اونام خوش اومدن . ....مرسی مینا جون ....در جواب (؟)باید بگم همه عاشقن یکی عاشق پول یکی عاشق دنیا یکی عاشق خداست یکی عاشق گل یکی عاشق خودش ............یکی چند شب پیش بهم گفت قربونت برم منم از اینجا بهش می گم زرششششک ...........در جواب اسماعیلی باید بگم سهل انگاری کار همیشه من ......اسمان کجاست . از سوته دیلان خبری نیست . از اونایی که میان و نظر نمیدن هم تشکر به عمل میاریم (متشکرم). گناهی بر آنان نیست مقصر منم. سر راهم سبز شدند و آسان بردندش گناهی بر آنان نیست مقصر منم. کسی او را نگرفت خودم دادمش.........چه آسان و ساده مقصر منم. او را از دست دادم و به بیهودگی رسیدم...در تاریک ترین لحظه ها به روشنایی اش دادم و در تنها ترین اوقات به آنها سپردمش. سکوتم از دستم رفت و گناه از دست رفتنش بر من است آری مقصر منم نمی خواهم خدايم بيكران باشد تنهايی را دوست دارم زيرا بی وفا نيست ... تنهايی را دوست دارم زيرا عشق دروغی در آن نيست ... تنهايی را دوست دارم زيرا تجربه کردم ... تنهايی را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست .. . تنهايی را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهايی هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد.
دوستت خواهم داشت بي آنكه بگويم
درد دل خواهم كرد بي هيچ كلامي...
در آغوشت قرار خواهم گرفت بي هيچ كلامي
در آغوشت خواهم ماند بي هيچ كلامي
شايد احساسم اينگونه نميرد


ریشه ات را بیاویز
من از صدا ها گذشتم
روشنی را رها کردم
رویای کلید از دستم افتاد
کنار راه زمان دراز کشیدم
ستاره ها در سردی رگ هایم لرزیدند
خک تپید
هوا موجی زد
علف ها ریزش رویا ها رادر چشمانم شنیدند
میان دو دوست تمنایم روییدی
در من تراویدی
آهنگ تاریک اندامت را شنیدم
نه صدایم و نه روشنی
طنین تنهای تو هستم
طنین تاریکی تو
سکوتم را شنیدی
بسان نسیمی از روی خودم برخواهم خاست
درها را خواهم گشود
در شب جاویدان خواهم وزید
چشمانت را گشودی
شب در من فرود آمد

تك سوارمهربانی تك نبود ؛
كاش برلوحی كه برجان دل است ؛
واژه تلخ خیانت حك نبود....
می گن نگاه زبان مخصوصیه که احتیاج به مترجم نداره...



در کل همیشه شاد موفق باشید . ![]()
نمی خواهم عظيم و قادر و رحمان
نمی خواهم كه باشد اين چنين آخر
خدا را لمس بايد كرد.
نگو كفر است
خدا را می توان در باوری جا داد
كه در احساس و ايمان غوطه ور باشد
خدا را می توان بوئيد
و اين احساس شيرينی است
نگو كفر است
كه كفر اين است
كه ما از بيكران مهربانيها
برای خود
خدايی لامكان و بی نشان سازيم
خدا را در زمين و آسمان جستن
ندارد سودی ای آدم
تو بايد عاشقش باشی
و بايد گوش بسپاری
به بانگ هستی و عالم
كه در هر خانه ای آخر خدائی هست
نگو كفر است
اگر من كافرم، باشد
نمی خواهم خدایا زاهدی چون ديگران باشم
نمی خواهم خدايم را
به قديسی بدل سازم
كه ترسی باشد از او در دل و جانم
نگو كفر است
كه سوگند ياد كردم من
به خاك و آب و آتش بارها ای دوست
خدا زيباترين معشوق انسانهاست
خدا را نيست همزادی
كه او يكتاترين
عاشق ترين
معبود انسانهاست.
تو نباشي چه كسي من و نوازش ميكنه![]()
با صبوري با من دل خسته سازش ميكنه![]()
| Design By : Night Skin |



