تبليغاتX
face to face




























Blog . Profile . Archive . Email . Design by .


face to face

one step closer........

داشتم یه مطلبی مینوشتم...

 

سرمو آوردم بالا ، روبروم وایساده بود عکس و شناسنامش دستش بود و خیره شده بود به من

 

چشاش خیلی خوشگل بود...

 

گفتم : اینا چیه

 

گفت : آوردم واسه ثبت نام

 

گفتم : باید فتوکپی بیاری برام اصل شناسنامه رو نمیخوام برو کپی بگیر بیار

 

 

مردی که پشت سرش اومده بود داخل گفت: چی میگن بگو برم درستش کنم

 

تا مرد رو دید گفت: هیچی بریم ....

 

اینو گفت و رفت بیرون...

 

مرده گفت: این به خاطر این که من اینجام گذاشت رفت خجالت می کشه من میرم میگم بیاد

 

................

 

چند ثانیه بعد برگشت

 

دلم براش سوخت ،گفتم: حالا اشکالی نداره که فرم پر کرده بودی قبلا؟

 

گفت : اره

 

عکسشو گرفتم زدم به فرمش و برنامه کلاسشو بهش دادم.....مرتب برمی گشت پشت سرشو نیگا می کرد که مرده نیاد

 

 

خیلی ناراحت شدم باباش بود ولی شرمش می شد بگه این بابامه  قیافش از دور داد میزد که معتاده ....

 

شب که اومدم خونه همش چهره ی اون پسر جلو چشام بود 10 سالش بیشتر نبود ولی تو این سن کم.......

 

نوشته شده در ساعت 11:20 PM توسط | |

نوشته شده در ساعت 0:39 AM توسط من| |

میگن که:

وقتی یه بار از یه نفر ضربه می خوری
درست مثل این می مونه که با ماشین بهت زده و داغونت کرده
ولی وقتی می بخشیش
درست مثل این می مونه که بهش فرصت دادی
تا دنده عقب بگیره و دوباره از روت رد بشه تا مطمئن بشه چیزی ازت نمونده

نظر شما چیه ؟؟؟

 

 

نوشته شده در ساعت 7:10 PM توسط | |

تو ذهنم صداهایی میشنیدم. . . .

   یه آهنگ ملایم . . . .

..... مثل قبل بی پروا نمی نویسم . احتیاط میکنم .

 

با هم میرفتن دستای همدیگرو گرفته بودن . شونه به شونه  . . . .. به هم دیگه رسیده بودن . چه جوری شروع کرده بودن . . .چه جوری آشنا شده بودن .

                                            ؟؟؟؟ 

 

نوشته شده در ساعت 11:14 PM توسط من| |

تا نخورده بود .. . . . یه پیر مرد با کت شلوار خاکستری . سوار بر دوچرخه . . . . .

گفت:شما که سوار ماشین میشی .شاید متوجه نشی . موقعی که میپیچی باید راهنما بزنی یا بوغ بزنی  . . .

من:فکر کردم ..... تو صورت پیرمرد نگاه کردم . به نظرم یه دبیر اومد . لبخند زدم . گفتم باید ببخشید . شرمنده . حق با شماست .

پیرمرد:پیرمرد . . .هیچی نگفت .سوار دوچرخش شد و رقت

من:شیشه رو دادم بالا  . . . و تو این فکر بودم که کجا پیچیدم جلوش که دیدم پیرمرد دور زذ و برگشت طرف ماشین . شیشه رو دادم پایین . پیرمرد یه ۱۰ تومنی کاغذی نو در اوهورد از کیفش . داد به من و

گفت:چون جوون مودبی بودی این از من یادگاری داشته باش.

من:شرمنده میکنید . پولو بوردم جلو که پسش بدم .

که گفت:تبرک شده . دست اوهورد جلوی دستم

من:حاجی سیدی؟؟؟

سوار دوچرخش شد .رکاب زدورفت .

نتیجه اخلاقی :همیشه ۱۰ تومنی تو جیفتون باشه

: یه خودکار تو جیفتون

شاید طرف . . . . . .

 

 

نوشته شده در ساعت 10:34 PM توسط من| |

نوشته شده در ساعت 1:58 PM توسط | |

اگر در زندگی

 

 به ناگاه یکی از سیمهای سازت پاره شد

 

 آهنگ زندگی را آنچنان ادامه بده

 

 که هیچ کس نداند بر تو چه گذشت ...

نوشته شده در ساعت 7:4 PM توسط | |

دوست

دوست مي تونه شاد باشه يا غمگين باشه دوست مي تونه فارس باشه يا ترك باشه دوست از هرجنسي باشه فرقي نميكنه . دوست مي تونه هم دانشگاهيت يا هم رشته ايت يا هم شهريت باشه . دوست مي تونه از هر سني باشه پيرباشه  .. جوون باشه ...يا كودك باشه .دوست ميتونه اينترنتي باشه يا . . .  دوست هركسي ميتونه باشه . مهم نيست زشت باشه يا خوشكل باشه .مهم نيست كه خوب بلد باشه حرف بزنه مهم نيست كه حرف بزنه يا نزنه   .......مهم اينكه صادق باشه .

بايد در انتخاب دوست دقت كرد . تو اين دنياي بي معرفت دوست خوب كم پيدا ميشه . كمتر ميشه به كسي اعتماد كرد . پس چشماتونو قشنگ باز كنيد و مواظب باشيد . دشمن در كمين. . . .

يوهو . . . .يوهو . . من اينجام ميخوام به تو ضربه بزنم . با چي ؟؟؟

 

با حركاتم . . . با حرفام . . . با نگاهم . . . .

 

مشخصات يه دوست خوب چيه ؟؟؟

راستشو بخوايد بايد از خودتون بپرسد  .پس به من بگيد دوست خوب بايد چه جوري باشه

 

 

من خودم به اينايي كه ميگم اعتقاد دارم و دوستاي زيادي دارم . من دوستاي زيادي دارم . به قول يكي از دوستان :

                                    هرچه از دوست رسد نكوست .

 

دالي . . . من ايمانم كسي دوست داره    با دوست من  .كه دوست داره . با دوست تو.. دوست بشه . دوست بشه ؟؟؟

 

دوست خوب براي دوستاي خوبم آرزو مي كنم .شاد باشيد .

نوشته شده در ساعت 2:23 PM توسط من| |

ایرانیان قدیم پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادی کردن که به یاد دوازده ماه سال است، روز سیزدهم نوروز را که روز فرخنده ایست به باغ و صحرا می‌‌رفتند و شادی می‌‌کردند و در حقیقت با این ترتیب رسمی بودن دورهً نوروز را به پایان میرسانیدند.

رسوم این روز در ایران باستان متنوع است.گفته می‌شود در این روز، از دیر باز مردم ایران به دشت و صحرا می رفتند تا با شکست دیو خشکسالی، گوسفندی برای فرشته باران قربانی و بریان کنند تا این فرشته کشت های نومید را از باران سیراب کند. و یا رسم بوده است که سبزه سفره هفت سین را به نخستین رودی که از روستا یا شهر می گذشت بسپارند تا با پیوستن به مزارع و کشتزار ها به آنها رونق و برکت بخشد.

یکی دیگر از مراسم روز سیزده بدر،‌ گره زدن سبزه است. دختران و پسران مجرد به امید یافتن همسر در سال آینده سبزه گره می‌زنند تا به قولی « بختشان باز شود».

در این خصوص نیز روایت است که مشیه و مشیانه که پسر و دختر دوقلوی کیومرث بودند روز سیزده فروردین برای اولین بار در جهان با هم ازدواج کردند. در آن زمان چون عقد و نکاحی شناخته شده نبود آن دو به وسیله گره زدن دو شاخه پایهً ازدواج خود را بنا نهادند.

 

ما که امروز هیچ جا نرفتیم شما چطور؟

دیگه به علت شلوغی و ترا فیک و غیره مجبور شدیم ۶ و ۷ و ۸ .. رو در کنیم اما ۱۳ به در یه صفای دیگه ای داره مگه نه؟؟؟

 

 

نوشته شده در ساعت 12:33 PM توسط | |

 وقتی به آسمون نیگا میکنی دوست داری کدوم ستاره مال تو باشه؟؟؟

به اونی که کم نور تره قانع باش ...

 

چون اونی که پر نور تره رو همه نیگا میکنن !!!

 

 

نوشته شده در ساعت 2:13 AM توسط | |

ادکلن خاصی زده بود

                       خنک بود .بوی خوبی داشت .

میشه تا پایین کوه با هم باشیم . . .

                         سرشو انداخت پایین . موهاش ریخت توی صورتش .راه افتادیم

                                        زرتشتی بود .

:بوی خوبی میده

:چی

:ادکلن

:یه لبخند . چند سالته ؟؟؟

:منم یه لبخند زدم . اول دختر خانوما ؟؟؟

:۱۹ .حالا تو

:من . . . .۲۱ سالمه .دانشجوی. . . . و. . . .

.........................................................و

.............................................................

باباش گفت؟؟؟

سیستممون خرابه

:آدرس مغازه رو دادم .

:اگر بیاین خونه بهتره ؟؟؟

باباش:مشکلی نیست ..خوشحال میشیم .

 

                          

نوشته شده در ساعت 0:14 AM توسط من| |

خدحافظ

 

                  

 

نوشته شده در ساعت 10:44 AM توسط من|

قلب من کوچک بود...عشق تو ليک بزرگ...

 

من ز اندازه قلبم بيرون...

 

عاشقت بودم و از عشق تو سرشار ولي...

 

ساليان بسيار ...

 

مانده ام عاشق تو...

 

تا که اندازه اين عشق ترا...در دلم جاي دهم...

 

و هنوزم به اميد...عاشقت خواهم بود...

 

گرچه تو رفتي و دل تنها شد...

 

گرچه اين عشق بدون تو غمي بر ما شد

 

 

 

 

امروز ۵ فروردینه

ازاین ۵ فروردین و تمام ۵ فروردین ها متنفرم..............

نوشته شده در ساعت 12:24 PM توسط | |

من که معنیشو نمی دونم کسی میتونه واسه من به زبان ساده بگه عشق چیه ؟؟؟

 

نوشته شده در ساعت 10:7 PM توسط من| |


Design By : Night Skin