تبليغاتX
face to face




























Blog . Profile . Archive . Email . Design by .


face to face

one step closer........

 

امروز صبح تازه فهمیدم چی شده .چیزی که با خودم شده بود چیزی که در موردش حرف میزدم حالا با چشمای خودم دیدم .

شده بزارنت کنار . شده فراموووش بشی. شده خودتو پوچ . صفر . هیچی احساس کنی . شده احساس کنی برای کسی اهمیت نداری . شده دوستات فراموشت کنن. . . . . .

هر کسی اخلاقی داره .می تونی باهاش دوست نشی اما وقتی دوست شدی نمی تونی فراموشش کنی. به قولی کوچکترین محبت ها به یاد آدم میمونه . بعضی وقتا با حرفامون یا کارامون کارایی میکنیم که به نظرمون درست اما........

شده خودمو بیارم پایین اونو می برم بالا . شده گریه کنم کاری میکنم اون بخنده.

درست جدیه . درست اشکال میگیره . درست درست درست درست . . . .

اما دوستش دارم. هم خون . هم بازیم جیگرم عسلم نازم لولوی من هواتو دارم .

(تا تحقیقات بیشتر حرفی ندارم . )

 

  

نوشته شده در ساعت 10:1 AM توسط من| |

بي تو زمستان وجودم را پر كرده و بر سرزمين آرزوهايم برف سنگيني باريده

جغد بر ويرانه هاي قصر سعادتم لانه كرده

براي نجاتم از اين مرداب خواهي آمد؟

 

.

.

.

روزگاريست در اين كوچه گرفتار توام

با خبر باش كه در حسرت ديدار توام

گفته بودي كه طبيب دل هر بیماری

پس طبيب دل من باش كه بيمار توام

نوشته شده در ساعت 1:26 PM توسط | |

نوشته شده در ساعت 10:59 PM توسط | |

 

 

 

به من نگاه کن واسه یه لحظه

نگات به صدا آسمون می ارزه .

من از خدامه بکشم نازتو

تا بشنوم یه لحظه آوازتو.

 

 

 

 

نوشته شده در ساعت 9:13 AM توسط من| |

نازم به نازآنکس که ننازد به ناز خویش.

                           مرا به ناز فروشان نیازی نیست.

                                             تا خدا بنده نواز است به بنده چه نیاز است . . . .

نوشته شده در ساعت 6:52 PM توسط من| |

 
 
 
               
نوشته شده در ساعت 8:50 AM توسط من| |

تو رو خدا حالا ديگه بفهم

بفهم كه زندگي بازي نيست

دلم ميخواد خودمو عوض كنم

خدايا چرا نميشه...........

خوب كه نگاه ميكنم ميبينم خيلي چيزا به اون سادگي كه من فكر ميكنم نيستن

ميشكنم ،خورد ميشم ....... ولي درست نميشم

هميشه افسوس خوردن براي اشتباهاتي كه داشتي كافي نيست

يه تكوني بايد به خودت بدي

بايد سعي كني ديگه تكرار نشه

واااااي

پس چرا درست نميشه

افكارم به هم ريخته

حس ميكنم هيچ چيزو درست نفهميدم

حس ميكنم همه كارام اشتباه بوده

حس ميكنم ............اصلا حسمم غلطه

 

يه جا يه متني خوندم خيلي قشنگ بود

خيلي روم اثر گذاشت :

 

وقتي تو خوشي و شادماني هستي عهد و پيمان نبند

وقتي ناراحتي جواب نده

وقتي عصباني هستي تصميم نگير

دوباره فكر كن..........

عاقلانه رفتار كن

 

كاش ميتونستم بهش عمل كنم

نوشته شده در ساعت 11:4 PM توسط | |

 

 

     می شود رنگ نگاه یاس را با نگاه آبیت پیوند داد

 


می شود در باغ همپای نسیم به شقایق یک سبد لبخند داد

 


می شود با بال سرخ عاطفه تا فراسوی افق پرواز کرد

 

 

می شود با یاری حسی لطیف عشق را با یک تپش آغاز کرد....

نوشته شده در ساعت 9:57 PM توسط | |

دیده ها شنیده ها

من یه چیزی می گم شما یه چیزی می شنوی . امروز خیلی حرف برای زدن دارم . نمی دونم این و بگم اونو بگم .

خبر هاهی خوب خبر های بد . از فراموش شدن تا . . . . . . . از حیله ها . . . . . و خوبی ها بدی ها . نمی دونم پشت صحنه ی این روزگار چه خبره . اما حس میکنم تو دریایی شناورم که طوفانیه . منم تو تایتانیکم . و می دونم که غرق میشم . حالا زیر دریا چه خبره . گنج . مروارید . ماهی . کوسه . پری دریایی . . . .

یه دست پشتمه و داره هدایتم میکنه . عزیزم محکمتر. . . .. حس خوبیه . سوار سرسره ای شدم که می دونم رو به پایینه . اما از سرسره سواری خوشم میاد . تابی رو سوار شدم که بیش از حد بالا و پایین میره اما کف پارک ازاین پلاستیکای نرم. از زمین خوردم نمی ترسم .

منتظرم . . .ای کاش . شاید .. . . .

زندگی عرصه ی هنرمندی ماست .

هرکسی نقش خودشو بازی میکنه .. به قول سیاوشم نقاب زدیم . خوب یا بد. زیبا یا زشت بازی میکنیم . یکی اینقدر تو نقشش غرق شده که دیگه خودشو نمیشناسه . . . . . میگه بعضی وقتا آینه ها هم دروغ میگن . امان امان . . . . .خواهی نشو رسوا همرنگ جماعت شو  نقاب خوشکلتو بزن و سعی کن نقشتو خوب بازی کنی. .. .

حرفام خنده داره . بیا باهم بخندیم . از ته دل . اما یادت باشه دستتو بدی به من . . . .

هر کس نغمه خود خواند و از صحنه برود

صحنه پیوسته بر جاست .

حکایت من . . .. (صحنه پیو. . . .)

یکی قشنگیه منظورمو میبینه یکی کثیفیه پنجره رو . این تویی که تصمیم میگیری چی ببینی ؟؟؟(چه پنجره کثیفی)

 

من همیشه آخرشو دوست دارم .. . . . .

ای خوش آن نغمه که مردم بسپارند به یاد .

                  

                                                       

نوشته شده در ساعت 10:38 AM توسط من| |

 

               

             

نوشته شده در ساعت 10:47 AM توسط من| |

نوشته شده در ساعت 9:32 AM توسط من| |

 

اول از همه برایت آرزو می کنم که عاشق شوی،
و اگر هستی کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر اینگونه نیست تنهایی ات کوتاه باشد،
و پس از تنهایی ات نفرت از کسی نیابی.
برایت هم چنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی ،
از جمله دوستان بد و ناپایدار...
که دست کم یکی در میانشان بی تردید مورد اعتمادت باشد.
و چون زندگی بدین گونه است،
برایت آرزومندم دشمن نیز داشته باشی...
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهند،
که دست کم یکی از آن ها اعتراضش به حق باشد...
تا که زیاد به خود غره نشوی.
هم چنین برایت آرزومندم صبور باشی ،
نه باکسانی که اشتباهات کوچک می کنند...
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر می کنند...
و با کاربرد درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی.
و امیدوارم اگر جوان هستی،
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی...
و اگر رسیده ای، به جوان نمایی اصرار نورزی،
و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی...
به علاوه امیدوارم پول داشته باشی، زیرا در عمل به آن نیازمندی...
و سالی یک بار پولت را جلو رویت بگذاری و بگویی:
"این مال من است"،
فقط برای این که روشن کنی کدامتان ارباب دیگری است!
اگر همه این ها که گفتم برایت فراهم شد،
دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم...

ویکتور هوگو

 

پ.ن: سلام!

نوشته شده در ساعت 3:5 PM توسط | |


Design By : Night Skin