face to face
one step closer........
Ali Golpesar: برنده ی افتخاری ایمان جان عزیز که به 3سوال در همان لحظه ی اول جواب های خود را داد من برنده شدم یوووهووو البته جواب من یه چیز دیگه بود . که جواب همش یه چیز بود. قوی ترین ماهیچه بدن چیست؟ تنها موجودی که مغز ندارد چیست؟ تنها حیوانی که نمی تواند آسمان را ببیند چیست؟ شیییر موز هویج بستنی من اوووومدم. بالای یاهو مسنجر گزینه مسنجر را بزنید بدش conection pereferenceرو بزنید یه صفحه بار میشه گزینه دوم یعنی conection via proxy رو انتخاب کنید. همین کافیه دیگه فوضولیش نکنید apply رو بزنید بدش آن بشید. ببخشید اگر دیر شد. همای و همایونی از عشق می خواندو ساقی خمار می ساقی اینچنین مست است؟ بیا ساقی بده جامی خمارم من چه شبها در هوس. در انتظارم من از چه می گوید این رسوا از مستی ؟یا از عشق؟ بیا ساقی. بیا ساقی. بیا بنشین کنارم بیاو بوسه ای بر لب گزارم از عشق چنین مستانه میخواند یا مست است و چنین می خواند. بی قرارم بی قرارم بی قرارم سر زمستی .می پرستی بر ندارم هوس است؟یا عشق بازی؟تفاوت این دو در چیست؟مرز این دو کجاست؟ با دوتا باند ۶۹۷۵ و آمپلی فایر ۳۵۰ وات که یه سیستم معمولی به حساب میاد اما یه خرج درست و حسابی پشت دستم گزاشت. حالا دوردور کردن با این ماشین بیشتر می چسبه. اميدواريم با خواندن اين فال بتوانيد با شخصيت معشوقتان بيشتر آشنا شويد و ببينيد كه لب هايتان چه سرنوشت عشقي براي شما رقم مي زند! برج ثور (ارديبهشت) برج جوزا (خرداد) برج سرطان (تير) برج اسد (مرداد) برج سنبله (شهريور) برج ميزان (مهر) برج عقرب (آبان) برج قوس (آذر) برج جدي (دي) برج دلو (بهمن) برج حوت (اسفند) (منبع:http://www.yazd-music3.com/ftopicp-37184.html#37184) به یه ماشین تکیه داده بود یه کیسه تو دستش بود. غم عجیبی تو صورتش بود. یه بچه حدودا 7 یا 8 ساله بقلش وایساده بود وفریاد میزد . معلوم بود بچه شریه. چشمای مرد گرد شده بود. موهاش آَشفته بود .دستاش شل انداخته بود انگار تو زندگی شکست بزرگی خورده باشه. از کنارش داشتم رد میشدم که بلند گفت : احمقی اگر زن بگیری. گوش کن .بیا می خوام یه چیزی بهت بگم. اومدم بگم. خستم از سرگردونی .این و اون از حرفاشووون.من به تو مدیون نیستم .گوشم پر . من نبودم یکی دیگه واست چه فرقی میکرد. یادته گفتی نامزد کردی .چی شده برگشتی.هوس چی کردی نه یه بار بسه. من غرورمو زیر پا نمیزارم واسه هیچی حتی..... شروع باید کرد.سخن باید گفت. شاید، دیگری سخنی گزافه در ذهن نپرورد .عغده ای دیرین که من را نا خواسته ،اینگونه برمی انگیزد که جوابی درخور دهم که ما را اشرار و الاف نخوانند. گویندی یکی از رعایا اندکی پیش بر خلاف عادت دست به جوهرو دوات برده .فکر کرده . طوماری گرده آورده که آن و این .گزاف گفته .سخنی که حاصل هیچ نبود.بر آن شدیم که پاسخی درخور این رعیت دهیم .ما را نصیحت کردند که ای خان نزن بر سر ناتوان دست زور که جووونی کرد و تو بی خیالش شو. ما طومار به بغل گرفتیم .شمایلی خندان به خود گرفتیم نزد کهتران رفتیم شاید پاسخی دهند که چرا اینگونه و آنگونه. جواب که نشنفتیم هیچ مرا کم ظرفیت خطاب کردند. .... خود را دامول نامیدیندو تسو جومونگو ...... ای نویسنده ،ای دانشجو، ای منتقد اینگونه تحلیل وقایع اندکی بی انصافیست . کمی باید اندیشید . محفلی برپاست محض خنده، که نه ،محض آشنایی دوستانی اهل پیامی از جنس نور. جمعند مگسان دور شیرینی .گاه گاهی پروانه ای زنبوری ….. گل بلبل .... .گفتنیست مها جران که ندانسته و نا آگاهانه چه بسا فریب داده شده به این سمت » می آیند .فریب ظاهر دل فریب آن را خورده در تله میافتند. … .ما هرروز جن زده، صاعقه خورده سوار بر مرکب میکوبیم میایم که شاید کمکی باشیم دراین راه. هیئاتی داریم که ثارالله می نامندش که مورد توجه است از بزرگ و کوچک. همه چیز در ان پیدا می شود . شجریان . ان مرد بی مو قمیشی. اندکی پیش صدای بیگنگان از آن شنیده شده بود.دکتر انوشه را با صدایی بلند میان دانشجویان پخش کردند وای که چه ظلمی روا داشتند . رسوا نمودند اهلش را . .. در مجاورتش هیئاتی هستند که گویا اهل هنرند. با صرف وقت .صبر حوصله و دقت چیزهایی می سازند که نمی دوونم چرا هیچتاش خوشکل نیست . به درو دیوار شمایل آویختندو سفالو آجرو در کل صنایع دستی رو در اطراف خودشون پراکنده کردن.من خودم صنایع دستیمو در ظرفی کنار اتاقم جمع آوری میکنم . گویند کرولالند و تنها کسی که توانسته سخنی از آنها بشنود در قید حیات نیست. این روزها همه می گویند بپرسید. گروهی در این میان در فکر درست کردن تخم مرغ با قارچند برای همین قارچ می پرورند . گا ه گاهی خسته که می شوند فکر میکنند باید بنویسند . نخیر اگرننویسید کسی در سواد خواندن و نوشتنتان شک نمیکند. گویند قسمت دوم سریال جومونگ نیز در حال حاضر شدن است پس شاد باشید . ما درحیطه ی خود رستمی داریم اهل علم. گرز به دست . نام نیکش محمد است. فامیلیش سیاسی است که از گفتن آن می رهاسیم که این و آن . یارانی بسیار گرد ما جمعند .رضا نامییست نیک بر سر زبان مردم کوچه و بازار.مردو زن .دختر پسر. وحید که شوت بکهایش(حرکتیست ورزشی) خاصه عام و خاص است . علی که شهره اش همه جا پیچیده میگوویند شاخ است . مردیست بززززرگ. محمد نامی دیگر. که توصیفش سخت است . همین بس که شاگرد اووییم. می دانم خطا بسیار است بدانید مجالی برای نوشتن نبود .نامه به دست نگیرید نزد من بیایید . من بنده ام و خطاکار. شاعری گفته است : من خس بی سر پایم که به آب افتاده ام او که می رود مرا هم به دل دریا می برد چند روز درگیر یه نمایشگاه هستم یعنی میرم ببینم چه خبره . از درست کردن غرفه گرفته .تلاش برای درست کردن یه هرم محکم که آخرش خراب شد تا شیطنت هامون با ممل . ... ما توی نمایشگامون همه چی داریم حتی خاله ریزه که یه ریز حرف میزنه و خیلی دوست داره کل کل کنه . یه مسئول داریم که دختر خوبیه با مسئولیت های زیااااااد و یه چادر خوشکل .من این جور چادری ندیده بودم یه نوع چادر که چاک داره و بین چاکش یه پارچه با طرح دوخته شده .در هر صورت خوشکله(امیدوارم درست تونسته باشم توصیف کنم ).یه دختر اخمو داریم که با اینکه شیطونه خودشو جدی نشون میده و همش دعوا میکنه . ویه دختردیگه با چشمایی که یه جوره خاصی نگاه میکنه و یه برق خاص تو چشاشه (به نظرمن این خود شیطونه که رفته تو جلد آدم).اینا دم در میشینن و کارشون هیچی نیست به غیر از سر کار گزاشتن کسایی که نیمیدونن باید چی کار کنن و فکر میکنن این دوتا راهنمان. در هر صورت.....غرفه بهدی غرفه مهدویت ....(در انتظار ننشینیم .در انتظار بایستیم)خوب اینم یه جورشه. این دوستان از خودشون ابتکار نشون دادن و یه پارچه گزاشتن و هرکی میاد ر وش یه جمله مینویسه و سعی دارن عضو جمع کنن . معمولا این غرفه ا نظر جمعیت بیش از ۳ نفر و پناهگاه کسایی هستش که جایی ندارن برن . صندلی ما رو هم هی بلند میکنن. ....غرفه بعدی کامپیوتر که یکی از بهترین غرفه های نمایشگاست از همه لحاظ.غرفه بعدی غرفه معماری که دفتر نقاشیاشونو در معرض دید عموم گزاشتن و مانتوی دختراشون گل منگوولیه. روحشون شاد. غرفه جهانگردی که اونم غرفه بدی نیست من حوصلم سر میره یه سر بهش میزنم .معمولا ضایع میشم .یکیشون پنیر خیلی دوست داره . غرفه بعدی فکر کنم کشاورزیه .زیاد نمشناسمشوون. غرفه بهدی و کانال فشن . اینا باهم میرن خرید. جینی چیز بر میدارن. اما تنوع رو رعایت میکنن . در کل نماشیگاه باهالیه حميد مصدق سلام .خوب داشتم گل چرخ می زدم که این شعرا توجه همو جلب کرد شایدم مورد توجهم قرار گرفت .حالا زیاد فرقی نمی کنه. شیشه پنجره را باران شست سلام امان امان امان ...از این روزگار . از آدماش. دل و دماغ نمی مونه . والا ... منتظرم ترم جدید شروع بشه . هوا سرد بشه . جنب و جوووش. ... منم من سنگ تیپا خورده رنجور منم.دشنام پست آفرینش نغمه ناجور نه از رومم از زنگم همان بی رنگ بی رنگم بیا بگشای در بگشای دلتنگم ای عاشقان ای عاشقان پیمانه را گم کرده ام زان می که در پیمانه ها اندر نگنجد خورده ام در جام می آویختم .اندیشه را خون ریختم با یار خود آمیختم زیرا درون پرده ام چرا نمیاد.شاید خواب .. . . تنهایی میرم عشقشم بیشتره.ای روزگار پر از درد . یه شیشه دوغ .یه دلستر اصغر:خبریه؟منم هستم :نه اصلا اصغر:خودتی.چرا شنگولی؟ :من همیشه اینجوری بودم. . . . . حالم بد بود.نفمیدم چی د. کجا بود. . . از درد به خودم می پیچیدم. ح...:اینو بوخور دیگه چیزی نمی فهمی گوشیم تک خورد رفتم دم در آش گرفتم. سرم گیج بود . ح...:هفته بعد چه کنم؟ :می ریم دیگه.فعلا زنده بمونم. . . . . . . . .
گوشم شنید قصه ایمان و مست شد کو قسم چشم ؟صورت ایمانم آرزوست یک دست جام باده و یه دست جعد یار رقصی چنین میانه ی میدانم آرزوست
گوشیمو برداشم .الحمدالله هنوز تک خورم بالاست (بزنم به تخته)نمی دونم تا ساعت چند بیدار بودم .دفترچه خاطرات یکی از دوستام داشتم میخوندم خیلی خیلی جذا ب بود (پیوست:خودش داده بود به اصرار).بعدش یه دست وار زدم (بازی).آن شدم خبری نبود. وای دستم خواب رفته. مثل خمیر شده . همیشه احساس میکنم کم خونم. تازه تازگی به فکر افتادم برم خون بدم .به نظر خودم آدم رفرش میشه یعنی ری استارت .(این دوتا کلمه رو دیروز یاد گرفتم). حالا که به اینجا رسیدیم واسه رفع خستگی چنتا پیامک می خونم ف...:سلام .خوبی. زنگه بچه ها بزن بریم . س...:فردا بع الظهر ساعت ۵ می. . :برو بمیر دیونه(این یکی بهم برخورد خداییش).من هنوز زندم .خودت برو بمیر ....:خودتو کامل معرفی کن. مزاحم همیشگی:صبخ بخیر شماره رند:با شماره من حال میکنی (اره خیلی خیلی حال میکنم اگر شمارشتو بگم بقیه هم حال میکنن) از وقتی اینجوری شده اعتماد به نفسم بالا رفته و نمی دونم اگر اینا پیامک(پیامک منو مرده)ّ ندن چی کار میکنم . پس انشالله خدا زیاتشون کنه. رفتم صورتمو بشورم که از وحشت خشکم زد. موهای سیخ سیخی که یه طرفش خوابیده بود . نمی دونم چی میکنن تو سرم که هیج جوری درستم نمیشه . دستامو شستم لنزمو گزاشتم . صبح بخیر مامان :این چه ریختیه درست کردی. دیشب کجا بودی شماها کجا بودین اینقدر تو خیابونا دنبالتون گشتم :آخرش سرت به سنگ میخوره . اما آدم نمیشی.بنزین از کجا میاری این ماشینم داغون میکنی مادر من این همه پول مشاور واسه چی میدیم . چی میگه بهت این دکی. صبح اول صبح باید بگی پسر گلم دیشب خوش گذشت با دوست دخترت :پسره احمق اگه یه روز بفهمم . . . . . . . نه مامی من به عنوان مثال خدمتتون عرض کردم. :داداشت اومده باریکلاه. چه عجب . کجا بودن :تهرون صبحی رسیده . ببین چی کار کرده . چی کار داره شهرداری. برو انجام بده . می رویییییییم. فکر میکنم باید با یکی باشم همیشه .نمی خوام نامردی کنم اما نامردی میشه آخرش .آروم و قرار ندارم. هدفی ندارم . می دونم تاثیر میزارم اما خسته کنندم. همیشه حرفی برای زدن دارم . دوست دارم کارای جالب انجام بدم . بیشتر وقتا خودمو به خاطر بقیه میکشم کنار .حق کسی رو نمی خورم .حرف زور تو گوشم نمیره . الکی شاخ میشم . به خودم میرسم . نمی تونم ناراحتی بقیه رو ببینم. دروغ میگم اما کم . از جنس مخالف خوشم میاد . به وقتش جدیم یعنی بیشترو قتا شوخم.آخرش یه چیزی میشم (می دونم )نامرد نیستم . عاشق خریدنم . واسه بعضیا خیلی خرج میکنم . اگر یه چیزی رو بخوام به دست میارم . دوستی رو تا یه حدی دوست دارم . واسه دوستیام شرط دارم . دوستدارم روانشناس بشم . سیاوشو دوست دارم . گل رز قرمز و زیاد خریدم . شبا تا دیروقت بیدارم . کم محلی رو تحمل نمیکنم. زود عکس العمل نشون نمیدم. صبرم زیاده . پیتزا دوست دارم . شرط بندی رو دوست دارم. بازی رو ترک کردم . پینگ پنگ بازی میکنم .اسکیت رو تا حدی بلدم. یکی دوتا هم آهنگ گیتار و میزنم در حد مبتدی. بعضی وقتا میخونم . فعالم. بزنی میخوری مطمئن باش. یه چیزایی از خودم میگم اسمشو گزاشتم دلنوشته. دلم زیاد میگیره . کارامو نا تموم میزارم. فکر کنم همین کافیه.شب خوش یکی مرغ نمیخورد یکی مدام با گوشیش کلنجار میرفت .یکی هندزفریش همش تو گوشش بود .یکی کتاب می خوند . یکی سوسک میگرفت. «»من ساکت آروم نجیب . . .نشسته بودم رو صندلیم بقیه رو میدیدم حسرت میخوردم .......................... بیخی ذهنم خالیه . برای پایان باید اضافه کنم خوش گذشت . فراموش شدن فراموش کردن تنها گزاشتن تنها موندن دل شکستن دل بریدن خستم. ب...: مهربانم هرگز تو را فراموش نخواهم کرد و تو را به خداوند منان می سپارم و امیدوارم در تمامی مراحل زندگی موفق و مویدباشی و هر روزت از دیروزت شادتر و پربارتر باشد من همونم که یه روزی واسه چشمات خونه ساختم واسه بوسیدن لب هات همه زندگیم رو باختم توی رودخونه قلبت قایق من رفتنی بود من از اول می دونستم قایقم شکستنی بود سعی کن عمیق نفس بکشی) یه دم یه بازدم بوی تند یه دود سفید نگاه اخم لبخند بوسه . . . یه همراه یه تکیه گاه یه دوست عاقبت تعرفه های رنگیه ایرانسل فعال شد . داشت دهنمون سرویس می شد . خدا خیرتون بده. به نظر من آبیش خیلی خوبه .به درد شما جوونا می خوره که می خوایین همش فک بزنین.یه سوال .خسته نمیشین؟؟؟ ه نه نه این حرفا مایوس کنندست . برید بیرون زیر بارون دست هم و بگیرد .بشینید کنار هم ....هووووی اینجا ایران. چه خبرتووونه؟؟زشته بد اوووف .خدا میبینه تازه اون الان کاریت نداره بعدا پیرتو در میاره .اول اول حاجیا قا بعدش قبلت یعنی بله یعنی افسار. بعدش. به قول یارو گفتنی ه ه ه ه . خوش گذشت فراووون.بدرود. این آهنگ گوش کردین .البته شما خانوما نباید گوش کنین برای زیر ۱۸ ساله ها هم ممنوع . خیییییییییییییییلی باهال خونده . رفتیو تنهام گزاشتی با یه دنیا بی قراری . . . . . وای آهنگش قشنگه اما خیلی هم شعرش جالب نیست . میگه رفتیو تنهام گزاشتی. . . نه این خبرا هم نیست . یکی بگه تو میخواستیش؟حالا رفته که رفته ؟اصلا خوب کرده رفته . شکسته ی قلب منو نشکنه قلبتو کسی. . . . چه ساده عشق منو خط زدی. خووودتی؟؟عشق کیلویی چند ؟؟؟ پسر دخترای امروزی عاشق نمیشن . بیستر واسه تفریح دوست میشن. بی خیال اینا ..یکی زنگ یکی دیگه زده گفته ساسان خیلی دوست داره می خواد باهاش زندگی کنه . گفته بکش کناار. . . . .اگر ساسی می دونست اینجوریه یه ذره کلاس می زاشت . عجب دنیایه . خانوم آقا بی خیااال . بزار جوونای مردم زندگی کنن. تصادف کردم دو راه داشتم :۱.فرار ۲.پول انسانیت بر نفسم غلبه کرد ترمز کردم . راننده سپند یه دختر خانومی بودن که مات مبهوت پشت فرمون خوشکشون زده بود بنابراین برادرشون اومدن پایین سینه رو سپر کردن اومدن ........بدن که من از دور یه دست بالا کردم و دستی به سینه به نشانه معذرت و رفتم طرفش یه ذره آروم شده بود نزدیک شدم دست دادم عذر خواهی کردم اما همچنان رانندهی زیان دیده خشکش زده بود که لب گشودند و گفتند : نمخستد یه ذره بیشترک توجه کند (یعنی نمی خواستید بیشتر دقت کنید ) منم سرمو به نشانه تواضع پایین اوهوردم و گفتم تقصیر کار منم باید ببخشید . (نیششون پس رفت =خنیشخند زدن). من رفتم توی ماشین یه برگ بیمه رو جدا کردم اومدم بهشون داددمو گفتم خسارت آنچنانی نیستش با همین برگ برید خسارتوونو بیمه بگیرید طرف که بار اولش بود تصادف می کرد گفت: نا من اینا سرم نمشه پلیس باسی بیاد =خیر من این چیزا رو نمی فهمم باید پلیس بیاد منم گفتم هرجور می دونید .در نتیجه زنگ پلیس ۱۱۰ زدیم که قدم رنجه کنن . :مزکر پلیس ۱۰۰...(هنوز صدای ضبط شده تموم نشد بود که یه ابر خانوم گوشی رو برداشتن ) :بفرمد پلیس ۱۰۰ :ببخشید مزاحم میشم .تصادف کردم اگر لطف کنین یه ماشین به آدرس ...........بفرستید :سه ربع نیم ساعت دیه میان (۳۰ .۵۰ مین دیگه میان ) من که تعجب کردم :می خواین ما خدمت برسیم :نه شما محل تصادف ترک نکنین .حالا چی شده (اینشو با لحجه گفت ) :تصادف شده :یعنی چه جوری :یه ماشین با یه ماشین دیگه تصادف کرده :چه ماشینی :دوتا رنو :میان :بله زیان دیدگان یه جوری نگاهم میکردن پس من یه لبخندی زدم و گفتم خونه همینجاست بفرمایین چایی برادر گفت :ممنون منم ماشین قفل کردم و شمارمو دادمو گفتم پس من میرم پلیس اومد زحمتی یه تماس بگیرید باز نگاهم کردن . اومدم خونه :کیه :مادر من منو نمیشناسی؟ :در باز شد :چه زود برگشتی :مامان چشممون زدن :واسه چی؟ :چشم بد افتاده تو زندگیمون :چی شده مگه؟ :اسفند بیار برام دود کن . :مامان نگاهم کرد :مامان یه ماشین با یه ماشین دیگه سر کوچه تصادف کردن :چیزی که نشده ؟ :نه هیچ اتفاقی نیفتاده :خداشکر :خداشکر :مامان :چیه؟ :ماشینش مثل ماشین ما بوده :رانندش کی بوده ؟ :یه ناشی .من موندم کی به اینا گواهینامه میده :تو مواظب باش :باشه مامان رنگشم مثل ماشین ماست مامی شک کرد گفت.ماشین کجاست گفتم سر کوچه :دوباره تصادف کردی. من چقدر پول خرج کنم واسه.. . . . . . . . بله دیگه مواظب باشید تصادف نکنید . تصادف کردیدبی احترامی نکنید و اینکه نزارید دختر و زن جماعت بشینن پشت ماشین . شعری از یک دوست : نیمه شب آواره و بی حس وحال در سرم سودای جامی بی زوال پرسه ای آغاز کردیم در خیال دل به ياد آورد ايام وصال از جدایی یکی دو سالی می گذشت یکی دوسال از عمر رفت و بر نگشت دل به یاد آورد اول بار را خاطرات اولین دیدار را آن نظر بازی آن اسرار را آن دو چشم مست آهو وار را همچو رازی مبهم و سربسته بود چون من از تکرار او هم خسته بود آمدو هم آشیان شد با من او هم نشین و هم زبان شد با م او خسته جان بودم که جان شد با من او ناتوان بود و توان شد با من ا و دامنش شد خوابگاه خستگی اینچنین آغاز شد دلبستگی وای از آن شب زنده داری تا سحر وای از آن عمری که با او شد به سر مست او بودم ز دنیا بی خبر دم به دم این عشق می شد بیشتر آمدو در خلوتم دمساز شد گفت گو ها بین ما آغاز شد گفتمش در عشق پا بر جاست دل گر گشایی چشم دل زیباست دل گر تو زورقمان شوی درياست دل بی تو شام بی فرداست دل دل ز عشق روي تو حیران شده در پی عشق تو سرگردان شده گفت. . گفت در عشقت وفا دارم بدان من تو را بس دوست میدارم بدان شوق وصلت را به سر دارم بدان چون تویی مخمور خمارم بدان با تو شادی میشود غمهای من با تو زیبا می شود فردای من گفتمش عشقت به دل افزون شده دل ز جادوی رخت افزون شده جز تو هر یادی به دل مدفون شده عالم از زیبائیت مجنون شده بر لبم بگذاشت لب یعنی خموش طعم بوسه از سرم برد عقل و هوش در سرم جز عشق او سودا نبود بحر کس جز او در این دل جا نبود دیده جز بر روی او بینا نبود همچو عشق من هیچ گل زیبا نبود خوبی او شهرهی آفاق بود در نجابت در نکویی طاق بود روزگار . . . روزگار اما با ما وفا نداشت طاقت خوشبختی مارا نداشت پیش پای عشق ما سنگی گذاشت بی گمان از مرگ ما پروا نداشت آخر این قصه هجران بود و بس حسرت و رنج فرواوان بود و بس یار ما را از جدایی غم نبود در غمش مجنون عاشق کم نبود بر سر پیمان خود محکم نبود سهم من از عشق جر ماتم نبود با من دیوانه پیمان ساده بست ساه هم ان عهد و ÷یمان را شکست بی خبر پیمان یاری را گسست این خبر ناگاه پشتم را شکست ان کبوتر عاقبت از بند رفت رفت و با دلدار دیگر عهد بست با که گویم او که هم خون من است . خسم جان وتشنه ی خون من است بخت بدبین وصل او قسمت نشد این گدا مشمول ان رحمت نشد آن طلا حاصل به این قیمت نشد عاشقان را خوشدلی تقدیر نیست با چنین تقدیر بد تدبير نیست از غمش با دود و دم همدم شدم باده نوش غصه ی او من شدم مست مخمورو خراب از غم شدم ذره ذره آب گشتم کم شدم آخر آتش زد دل دیوانه را سوخت بی پروا پر پروانه را عشق من از من گذشتی خوش گذر بعد از این حتی تو اسمم را نبر خاطراتم را تو بیرون کن ز سر دیشب از کف رفت فردا را نگر آخرين يك بار از من بشنو پند بر من و روزگارم دل نبند عاشقی را دیر فهمیدی چه سود عشق دیرین گسسته تار و پود گرچه اب رفته باز اید به جوی ماهی بیچاره اما مرده بود بعد از این هم آشیانت هرکس است باش با او یاد تو ما را بس است M.a سلام سلام خیلی وقته آپ نکردم . بنا به درخواستهای پی در پی شما عزیزان اعم از اس ام اس. ایمیل. آف. نظر . . . بر آن شدم که آپ کنم .( حال کردی جمله رو یه بار دیگه بخون ) یکی بود یکی نبود . جمعه بود من داشتم اس ام اس بازی میکیردم . پسر خالم چنتااس ام اس جک داد .پسر خالم یه ذره شیطونه همیشه فشن میکنه با دختر اهم رابطه ی خوبی داره .دست فرمونشم توپ توپ.یه پزو 206 تیپ 5 مشکی داره که باهاش گل چرخ میزنه .پسر بانمک و خوشتیپیه .زیاد همدیگرو نمیبینیم اما بیشتر دوشتیم تا پسرخاله . هوای همدیگرو داریم (این همه احساسات کجا دیدی).برگردیم سر اصل مطلب بعد الظهر جمعه بود دلم گرفته بود .قرار بود بریم خونه مادربزرگ خوشکلم .خاله اینا هم قرار بود بیان . ما یه ذره دیرتر رفتیم . دینگ دینگ(این صدای آیفون) :کیه :منم :کیه (مامان بزرگم گوشش یه ذره سنگینه .پیریو هزار درد ) :من ماندانام(با صدای بلند ) :ماندانا کیه :منم :پدر سوخته بیا تو مامان یه آیفون تصویری برای مامانی بگیریم . مامان :اره باید یکی بگیریم من:نه نمیخواد.کار اشتباهیه :واسه چی :اخه دیگه نمیشه سربه سرش گزاشت :واقعا. . . . . وارد حال شدیم . مامان بزرگم داشت می یومد خوشامد گویی . منم دوتا ماچش کردم اومدم. . .که انداختم کنار .:حامد کجاست :رفت مامان برم موبایلمو تو ماشین بیارم :دستته که :اون یکی رو بیارم :چی کارش داری :دلم براش تنگ میشه :یعنی چی؟؟؟ :خوب دیگه اونا رفتن تو پذیرایی من گیومو پوشیدم سوار رخشم شدم و تاختم........ پیتیکو پیتیکو . . . . یاد ایام قدیم رفتم در مغازه .سر به سر هم چراغام گزاشتم یه شارز (خدا بیامرز پدر مادر این ایرانسل ) از مهدی گرفتم .سوار تندر شدم و حرکت کردم باهنرو که رد کردم (باهنر اسم میدون ) چیزی جلو نرفتم که دیدم ترافیک .محل نزاشتم خیلی شلوغ بود (ترافیک بود ) وقتی رسیدم به تصادف دیدم یه پز رو سقف . اروم اروم از بغلش رد شدم آهنگ جیپسی گینگ گوش میکردم . یه سری تکون دادم پارو گزاشتم روی گاز .یه چیزی به ذهنم خطور کرد . سری رفتم کنار پارک کردم و تند دویدم به سمت محل تصادف . مردم وایساده بودن پلیس نیومده بود . ماشین رو سقف بود مثل سوسکی که دمپایی زده باشن روش . افتاده بود رو پشتش . یکی داشت تایرو می چرخوند و می گفت تایرش باکشیش نیست .(به لحجه یزدی گفتم یعنی مشکلی نداره ). ایر بگش عمل کرده بود . سریع پلاکش نگاه کردم |یزد 54. . .| خودش بود. :آقا این رانندش کجاست :فکر نکنم زنده باشه دیگه هیچی به ذهنم نمیرسید . موبایلمو بیرون اوهوردم دستم میلرزید شمارشو گرفتم . ..نمی گرفت ....... بهش گفته بودم ....خیلی بد رانندگی میکرد با 160 تا تو خیابونا لایی می کشید .. . . نمی گرفت. . . . نشستم .متوجه نبوودم .مردم نگاه میکردن . فیلم میگرفتن . می خندیدن . متلک مینداختن . . . .(کی بوده.ماشینو ببین. چه خوشکل شده ...ببین پلاکش چنده . . . .)پا شدم توی ماشین نگاه کنم . یه لحظه خشکم زد . موهاش فشن بود پشتش به من بود . :حامد خودتی :ایمان ؟ :چی کار کردی :ببین ماشینمو :فدای سرت . خودت که سالمی؟؟ :هیچی نگفت :پس کجاست این آمبولانس :خوبم .چیزیم نیست :نمیفهمی داغی یارو راننده امبولانس اومد . راننده :کسی چیزیش شده من:آره حامد:نه من:آره آقا اینو چکش کن حامد:چیزیم نیست راننده:این که چیزیش نیست :آقا شما چی کار داری .روش چیزیش نیست . توش یه چیزیه کردمش توی ماشین دویدم رفتم یه رانی با طعم هلو گرفتم براش . (من اینقدر هلو دوووست دارم . ) ............................................ خسته شدم این جزو داستان نیستا کلا خسته شدم اینقدر نوشتم . در کل معقول باشید . دل یکدیگرو نشکنید ودل شکستن روا نمی باشد . به بقیه هم زیاد رو ندید پرو میشن . خودتون واسه خودتون تصمیم بگیرین . ..........................................
1: قوی ترین ماهیچه ی بدن زبان می باشد
2: تنها موجودی که مغز ندارد ستاره دریایی است
3: تنها حیوانی که نمی تواند آسمان را ببیند خوک می باشد
l3ahal_s:



برج حمل (فروردين)
بوسه هاي شما تند و سريع و بسيار پرحرارت هستند كه نشانگر حس شهوتران و لذت طلب شماست، اما اين احساس داغ و سوزان خيلي زود فروكش مي كند.
بوسه هاي شما با تعلل صورت مي گيرد اما بوسه هايي ژرف و با احساس هستند كه پي در پي مي آيند و مي آيند و…
بوسه هاي شما با فوران خنده، لبخند و مسخره بازي قطع مي شود.
بوسه هاي شما گرم و لطيف است، و دوست داريد تا ابد به آن ادامه دهيد…
بوسه هاي شما وحشي و پراحساس، همراه با چنگ زدن و گاز گرفتن است. هيچگاه موقع بوسيدن از بروز احساسات خود جلوگيري نمي كنيد و دوست داريد ديگران شما را به اين خاطر تشويق كنند.
بوسه هاي شما بسيار دقيق، ظريف و ماهرانه است و معشوقتان زماني متوجه آن مي شود كه شما كارتان را تمام كرده ايد
آن قدر نگران وضعيت تنفستان هستيد كه نمي توانيد خوب به بوسيدنتان بپردازيد.
شما خيلي زود از بوسيدن مي گذريد و به سراغ چيزي مي رويد كه پشت سر آن برسد.
بوسه هاي شما غافلگير كننده و خود به خودي هستند كه باعث مي شود معشوقتان بيش تر و بيش تر طلب كند.
بوسه هاي شما لحظه ي خلاص شدن و آزادي از استرسي است كه در طول روز اسيرتان كرده است.
بوسه هاي شما خيس و با كثيف كاري همراه است و هنگام بوسيدن چشمانتان را باز نگاه مي داريد!
بوسه هاي شما رويايي، خيال انگيز، عاشقانه و ابدي است.
گاه می اندیشم می توانی
تو به لبخندی
این فاصله را برداری
تو توانایی بخشش را داری
دستهای تو توانایی آن را دارد
که مرا زندگانی بخشد
چشم های تو به من می بخشد
شور و عشق و مستی
و تو چون مصرع شعری زیبا
سطر برجسته ای از زندگی من هستی
از دل من اما
چه کسی نقش تو را خواهد شست
آسمان سربی رنگ
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ
می پرد مرغ نگاهم تا دور
وای باران باران
پر مرغان نگاهم را شست
.
هفتگی
ماهیانه
طرح طلايي**
کد دستوری
*140*7*2*4#
تلفن گویا
140 - 7 - 2 - 4کد دستوری
*140*7*2*6#
تلفن گویا
140 - 7 - 2 - 6
طرح طلايي*
کد دستوری
*140*7*2*3#
تلفن گویا
140 - 7 - 2 - 3کد دستوری
*140*7*2*5#
تلفن گویا
140 - 7 - 2 - 5
طرح طلايي
کد دستوری
*140*7*5*2*1#
تلفن گویا
140 - 7 - 5 - 2 - 1کد دستوری
*140*7*5*3*1#
تلفن گویا
140 - 7 - 5 - 3 - 1
طرح آبی
کد دستوری
*140*7*5*2*2#
تلفن گویا
140 - 7 - 5 - 2 - 2کد دستوری
*140*7*5*3*2#
تلفن گویا
140 - 7 - 5 - 3 - 2
طرح قرمز
کد دستوری
*140*7*5*2*3#
تلفن گویا
140 - 7 - 5 - 2 - 3کد دستوری
*140*7*5*3*3#
تلفن گویا
140 - 7 - 5 - 3 - 3
.از سر کوچه داشتم می رفتم تو خیابان اصلی که یه رنو (به قول زیان دیده سپند پی کی) پشت ال ۹۰ را مورد عنایت قرار دادن . (میگن دیوانه چو دیوانه بیند خوشش آید ). وقتی صدای خورد شدن سپر پی کی به گوشم رسید صدای جیرینگ جیرینگ پولم به گوشم رسید
| Design By : Night Skin |








