face to face
one step closer........
یکی مرغ نمیخورد یکی مدام با گوشیش کلنجار میرفت .یکی هندزفریش همش تو گوشش بود .یکی کتاب می خوند . یکی سوسک میگرفت. «»من ساکت آروم نجیب . . .نشسته بودم رو صندلیم بقیه رو میدیدم حسرت میخوردم .......................... بیخی ذهنم خالیه . برای پایان باید اضافه کنم خوش گذشت .
اردوی شیراز پر بود از غم غصه ناراحتی لبخند شادی خاطره انرژی.هرچی بود گذشت . بعضیا بحث فلسفی میکردن. بعضیا خط و نشون میکشیدن. بعضیا حقوق میگرفتن.بعضیا شلوغ بودن بعضیا ساکت بعضیا خندون بعضیا گریون. . .هرکسی یه چیزی میگفت یه کاری میکرد.
نوشته شده در ساعت
11:51 PM توسط من| |
| Design By : Night Skin |

